مؤلف مجهول

46

تاريخ آل سلجوق در آناطولى ( فارسي )

عزم « 1 » شام كردند بجنگ قتلمش و در سنجار « 2 » قتلمش را شكستند . از آنجا قصد موصل كردند . طغرل بك ، اردم « 3 » و ييلاتگين « 4 » در موصل ملك كرده بود . بساسيرى در قلعهء موصل ايشان را حصار كرد بعد از چهار ماه بدرآورد قلعه را خراب كرد خبر بسلطان طغرل بك آمذ كه بساسيرى ، قتلمش را شكست . موصل را حصار كرد . از بغداد بيرون آمذ . عزم موصل كرد . [ گ 4 ب ] چون بنصيبين آمذ ابراهيم اينال رو گردانيد گريخت . بهمدان رفت . سلطان در پى او عزم كرد . از بغداد دور رفت . بساسيرى بغداد را خالى يافت . ببغداد درآمذ . شهر را گرفت . روز آذينه قريش بن بدران « 5 » ، [ و ] زعيم الملك ابو الحسن بن عبد الرحيم با وى بودند . خطبه بنام مصريان خواندند . عوام بر او گرد آمذند . خليفه تهديد كرد . ايشان قصد خليفه كردند . قريش بن بدران طوق خليفه « 6 » را گرفت [ و ] ستد « 7 » . بعانه برد . به صاحب خانه ابو الحارث

--> ( 1 ) . اصل : دست عزم . ( 2 ) . سنجار از ديار ربيعه است و از اقليم چهارم ، باغستان فراوان دارد . سنجار در قرن چهار بارويى داشت از سنگ و حول و حوش آن بسيار آباد و پربركت بود . ياقوت گويد : چنان كه مىگويند در شهر سنجار بود كه سنجر پسر ملكشاه متولد گرديد . حمزه اصفهانى گويد : سنجار تعريب سنكار است . مستوفى ، نزهة القلوب ، صص 124 - 123 . حموى ، معجم البلدان ص 158 . لسترنج ، جغرافياى تاريخى ، ص 106 . ( 3 ) . اردم به جانشينى طغرل در موصل بود ، وى از غلام سپهسالار سلجوقى بود كه در قزوين جانشينى ابو شجاع ارسلان محمّد را اعلان كرد و به نام وى خطبه خواند . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، ص 17 . ( 4 ) . ييلاتگين نيز همانند اردم به جانشينى طغرل در موصل بود . بندارى نام وى را به صورت باتكين آورده است . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، ص 17 . ( 5 ) . قريش بن بدران با بساسيرى و نور الدين دبيس بن على بن مزيد اسدى به پيكار با قتملش اتحاد و اجتماع كردند . در سنجار با او جنگ نمودند . در سال 450 ه . ق ، بساسيرى و قريش بن بدران به دشمنى با اردم و باتكين كه از طرف طغرل در موصل بودند پرداختند و 4 ماه آنها را محاصره كردند و از شهر بيرونشان كردند ، ازينرو طغرل براى چارهء كار به موصل رفت . وى در سال 453 ه . ق وفات يافت و فرزندش مسلم فرمانروايى قبيلهء بنى عقيل را عهده‌دار شد . زعيم الملك ابو الحسن بن عبد الرحيم در شهر حله وفات يافت . او صاحب مقامات و مناصب عالى بود . بندارى ، تاريخ سلسله سلجوقى ، صص 14 ، 17 ، 19 ، 29 ، 58 . ( 6 ) . اصل : طرف . ( 7 ) . اصل : گرفت ستد .